(آنک هایی از نزار قبانی /ترجمه: یدالله گودرزی)
*صاعقه*
به تو نمی گویم :
“دوستت دارم”
مگر یک بار
زیرا صاعقه خود را تکرار نمی کند !
*پست*
نامه ای عاشقانه از من
و نامه ای عاشقانه از تو
بهار متولد می شود !
*پرسش*
نپرس : حالت چگونه است ؟
اگر واقعا مرا دوست داری
بپرس :
“حال انگشتانت چگونه است ؟!”
*کافی شاپ*
کافه های جهان
دانشکده هایی هستند
که عاشقان از آنها فارغ التحصیل می شوند
اگر این دانشکده ها بسته شوند
فرهنگ عشق به انتها می رسد !
*خواسته ی گل*
گل هم اگر چاپخانه
و ناشر داشت
دیوان شعری منتشر می کرد !
*شکار گنجشک !*
شاعر
آرزو دارد پرنده باشد
اما پرنده
هیچگاه نمی خواهد شاعر باشد
چون دوست ندارد
حاکمان عربی
شکارش کنند !
*بوی خوش *
درخت برگ هایش را گم می کند
و لب ، زیبایی اش را
و زن، زنانگی ش را
اما عطر تو
از روزنه های حافظه ام
بیرون نمی رود !
*بی نقطه !*
دوستت دارم
ودرپایان این جمله، نقطه ی پایان نمی گذارم!
*الفبا*
از آن روی که تورا دوست دارم
می خواهم
حرف بیست و نهم الفبای من باشی !
{توضیح:الفبای عرب بیست وهشت حرف دارد}
(آنک هایی از نزار قبانی /ترجمه: یدالله گودرزی)